دوستان عزیز
قصد اهانت به شخص یا نژاد یا ملت خاصی را نداریم
من خودم هم ترکم هم فارسم و هم لرم
مهم اینه که همه اریایی هستیم
فقط محض خنده هست
جسارتی نباشه

ترکه میره مكه وقتی برمیگرده بهش میگن چه خبر!!!!!!! میگه هیچی طبق معمول خدا خونه نبود همه تو حیاط ولو بودن.
VBIran Proاحمدی نژاد طی بیانیه ای اعلام کرده که: کسانی که با کمبود بنزین مواجه میشن، سوار اون 20 میلیون الاغی که به من رای دادن بشن .
VBIran Proترکه میره خارج میگن اسمت چیه میگه: Power God New Day میگن فارسی بگو میگه: قدرت ا... نوروزی.
VBIran Proبه تركه میگن خدا کجاست ؟ میگه نمیدونم ولی هرجا هست ابوالفضل نگهدارش باشه .
VBIran Proرشتیه به زنش میگه عزیزم خوشحالم كه مادر شدی . زنش میگه انشاا... یه روزیم تو پدر میشی .
VBIran Proرشتیه میاد خونه میبینه بچه ها حسابی شلوغ پلوغ كردن . می‌گیره همه رو میزنه و ساكتشون میكنه بجز یكی كه اصلا هیچی بهش نمی‌گه. رفیقش بهش میگه: بابا چرا اینقدر بین بچه هات فرق میگذاری؟ رشتیه میگه: آخه اون یكی سیده!!!
VBIran Proترکه اونقدر واسه دوست دخترش نامه میفرسته که بالاخره دوست دخترش با پستچی ازدواج میکن .
VBIran Proترکه میره بنگاه معاملات ملکی. بهش میگن ما یه خونه داریم کنار راه آهنه سر و صداش زیاده ولی بعد از یه هفته عادت میکنی.ترکه میگه ایرادی نداره! این یه هفته رو میرم خونه ی داداشم .
میدونی چرا نیوتن از سیبی که به سرش خورد تعجب کرد چون زیر درخت گلابی نشسته بود


VBIran Proیه روز پیر زن به پیر مرد میگه عزیزم توی 90 سالگرد ازدواجمون چی میخوای پیر مرد میگه یك لحظه سكوت
VBIran Proرشتیه به زنش میگه: چرا دیر اومدی؟ میگه: آخه یه اقاهه افتاده بود دنبالم، ولی خیلی اروم راه میومد لریVBIran Pro
  • مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن
  • دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.
  • لره میاد تهران می‌بینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟
  • لره ۱نفرو تو خیابون میبینه میگه : ببخشید من شما رو تو دبی ندیدم؟ یارو میگه : نه آقا من اصلا دبی نرفتم. لره میگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبی نرفتم ، حتما ۲ نفر دیگه بودن



VBIran ProقزوینیVBIran Pro
  • یه قزوینیه دم مردن وصیت میكنه كه وقتی مردم منو بسوزونید و از خاكسترم پودر بچه درست كنید.
  • قزوینیه می گن شما چرا اینقدر خوشبختین؟ میگه: برای اینکه بخت می ترسه به ما پشت کنه
  • قزوینیه به جنیفر لوپز میگه : آخه تو كه اینقدر با كلاسی ، اینقدر خوشكلی اینقدر محبوبی پس واسه چی نماز نمی خونی
  • به قزوینیه می گن چه اهنگی دوست داری؟ می گه اون اهنگ معین که می گه. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره



VBIran ProاصفهانیVBIran Pro
  • یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می كنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می كونم.
  • بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهل ستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم !
  • اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق و بهش بگین کوچه اون طرفی شام میدن
  • اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده



VBIran ProترکیVBIran Pro
  • تركه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است…
    ‌تركه میگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری
  • انجیر رو به ترکه نشون می دن ، می گن این چیه ؟ می گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، یه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابی
  • از ترکه می پرسن دانشگاه می ری؟ میگه: اگه بار بخوره همه جا می ریم… دانشگاه، انقلاب، میدون آزادی…
  • از ترکه می پرسن باد صدادار چه شكلیه؟ میگه حلقه ای. میگن چرا؟ میگه چون هر وقت هر کی باد می ده، می اندازه گردن من!



VBIran ProرشتیVBIran Pro
  • رشتیه به دوستش میگه تهران عجب جاییهااا…… از در ترمینال که می ری بیرون … با یه ماشین آخرین سیستم می یان دنبالت …. بعد می برن بهترین رستوران شام می دن از اون ورم دربند و درکه و قلیون و حال بعدم بهترین هتل و چه تختی و رخت خوابی .. صبحم کلی پول می زارن تو جیبت و ….. … رفیقش می گه : برو بابا … تو که تاحالا تهران نرفتی … می گه: من نرفتم خانمم که رفته.
  • تركه و رشتیه میرن جهنم . رشیته می پرسه چه جوری مردی؟ تركه میگه از سرما تو چی ؟ میگه من از تعجب ! رفتم خونه دیدم زنم خوابیده همه جا رو گشتم ، توی اتاق ، زیر تخت ، توی انباری ، توی كمد ، خلاصه دیدم هیچ كس نیست از تعجب سكته كردم تركه گفت : خاك بر سرت اگه توی فریزر رو می گشتی نه من می مردم نه تو .
  • به رشتیه می گن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد داری؟
    میگه صددرصد . من خودم دو سال بعد از مرگ پدرم به دنیا اومدم.
  • امام جمعه رشت میگه مردم انتخابات خیلی مهمه نباید مثل مسائل ناموسی به راحتی از كنارش رد بشید .



  • تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!
    - آبادانيه نشسته بوده وسط صحرا، داشته فكر ميكرده. بعد يك مدت يك آبادانيه ديگه مياد، بهش ميگه: ولك برو يكم اونورتر، جا باز شه ماهم بشينم!
    از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!
    تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!
    تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!
    آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم!
    فرمانده به سربازاش ميگه: توي همين خيابون پاسداري بدين. از ساعت 9 شب به بعد هم هر كس رو كه ديديد با تير بزنيد چون حكومت نظاميه، فهميدين؟ همه مي‌زنند بالا و فرمانده تا مياد بره سوار ماشينش بشه صداي تير مي‌شنوه. بر مي‌گرده و مي‌بينه يكي از سربازهاي ترك يك بنده خدايي رو كشته. مي‌گه: احمق بيشعور... مگه من نگفتم بعد از ساعت 9 تير اندازي كنين؟ الان كه ساعت 6 است. سربازه مي‌گه: ايلده قربان يه آدرسي رو پرسيد كه تا ساعت 11 شب هم پيداش نمي‌كرد!
    جاهله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: تو كوچه شيش متري... (يك تف پدر مادردار ديگه) ... پدر سگ عجب دست فرموني داشت! يارو ميگه: بابا يجور بگو ماهم بفهميم. جاهله باز يك تف اساسي ميندازه، ميگه: تو كوچه شيش متري.... (اخخخ تــف!) ...با تريلي هيجده چرخ اومده بود... (خخخخ تـف!) ميخواست دور بزنه.... (خخخ..تــــف) گفتم نميشه.... (تف) ...گفت: اگه شد چي؟ (ااخخخخ تتف) گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! (اخخخخخخ تـــف!) ...نامرد عجب دستفرموني داشت!
    - به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد؟ ميگه لاي نون! ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون!
    به تركه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو؟ ميگه مامانتو!
    يه تركه براي خريد عروسي ميره كفش فروشي، به كفاشه ميگه يه كفش عالي ميخوام. كفاشه ميگه: يه كفش بهت ميدم تو كل ايران لنگه نداره! تركه داد ميكشه: آخه مرد حسابي با يه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم ميره!
    - آبادانيه ميرسه به رفيقش، ميگه: كاكا شنيدي آبادان 12 ريشتر زلزله اومده؟! رفيقش ميگه: اي بابا، يعني آبادان با خاك يكسان شده؟ آبادانيه ميگه: په! چي ميگي كاكا! مگه بچه‌ها گذاشتن!؟
    - تركه رفت توي يك طويله كه پر بود از خر و الاغ. با خودش گفت: عجب آينه كاري قشنگيه ها!
    يارو يه سياهپوست را ديد و بهش گفت: آقا ببخشين شما شب هستين؟ سياهپوسته گفت: نه! يارو با خودش گفت: آهان پس برقش رفته!
    يارو يه سياهپوست را ديد و بهش گفت: آقا ببخشين، شما شب هستين؟ سياهپوسته هم يك چك آبدار زد توي گوشش. يارو با خودش گفت: عجب شب بدي بودها!
    يارو تركه هي مي‌نشست و با گريه و زاري دعا مي كرد و مي گفت: يا امام رضا قربونت برم، يه كاري كن من توي مسابقه ارمغان بهزيستي صد ميليون تومن برنده بشم…يك شب امام رضا اومد به خواب زن تركه و بهش گفت: برو به اين شوهرت بگو اين كه اين همه گريه و دعا مي كنه آخه بره حداقل يك كارت ارمغان بخره كه من برنده‌اش كنم!
    تركه زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش مي‌پرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ تركه ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. تركه ميگه: خوبه همينو بدين!
    يك بابايي رو مي‌خواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش مي‌گند: ‌چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! مي‌زنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:‌بخند! ‌وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت مي‌فهمي!
    تركه شاكي ميشه، ميگه: آخه چقدر ميگن تركها خرن؟! اصلاً من ميرم زير اقيانوس زندگي ميكنم، ديگه از روي زمين خسته شدم! خلاصه لوازم قواصي رو جور ميكنه و ميره زير اقيانوس. هنوز پنج دقيقه نگذشته بوده كه يه دفعه يه كوسه مياد بهش ميگه: ببخشيد، شما تركيد؟! تركه خيلي شاكي ميشه، ميگه: آخه لامصب! تو از كجا فهميدي؟! كوسهه ميگه: آخه فقط تركها كپسول گاز به خودشون ميبندن ميان زير آب!
    - تركه ميره كتابفروشي ميگه: آقا كتاب تركها آدم ميشوند رو دارين!؟ يارو ميگه: نه آقا ما كتاب تخيلي نداريم!
    تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده مي‌خواسته بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب!
    - تركه ميره نونوايي، هيچكي هم تو صف نبوده، ميگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش ميگه اين بابا تركه، بگذار يكم سركارش بذاريم! ميگه: آقا نوبتو رعايت كن، برو آخر صف وايسا! تركه يكم نگاه ميكنه‌ميبينه كسي نيست، ‌دوباره ميگه: برادر دو تا نون بده، ‌چرا اذيت ميكني؟ دوباره شاطره ميگه: ‌بابا اين همه آدم تو نوبته، برو ته صف وايسا! تركه شاكي ميشه، يه سنگ ور ميداره ميزنه سر تا سر شيشه مغازه رو ميشكنه. شاطره داد مي‌زنه: هوي! شيشه رو چرا ميشكني!؟ تركه ميگه: اين همه آدم اينجا وايسادن، چرا خر منو چسبيدي؟!


    - تركه واستاده بوده دم ترمينال مي‌خواسته بره شمال. خلاصه يك سواري گير مياره، همينكه سوار مي‌شه، آرم بنزه توجهشو جلب ميكنه. از راننده ميپرسه: آقاي راننده، مي‌بخشيد ‌اين يارو چيه؟ رانندهه ميگه: اين آرمشه. تركه ميگه: ‌آرم چيه، فحشه؟! ميگه: نه بابا، اين سمبلشه، نشونه ماشينه. تركه: ميگه: آآهان! پس ‌نشونشه، فهميدم! خلاصه راه ميفتند. همينجوري كه داشتن تو جاده ميرفتن يه دفعه يه پيرمرده و خرش ميان وسط جاده. راننده با هزار بدبختي ردشون ميكنه و ميگذره، بعد ‌بر ميگرده تو آينه نگاه ميكنه ميبينه خره يه ور پرت شده پيرمرده هم يه ور. ميگه:‌اِه! من كه نزدم بهشون؟ تركه ميگه: برو بابا! نشونشه، نشونشه! اگه من درو باز نكرده بودم كه نميخورد بهشون!


  • خوبه اینم بدونید و بخونید
    تا بفهمیم که کیستیم

    یه روز یه قزوینیه ... بعد از گذروندن دوره ی مقدماتی خلبانی ، رفت آمریکا برای ادامه تحصیل .
    عباس بابایی خلبان ممتاز F14 شد و تموم امریکایی ها رو تو حسرت گذاشت .
    برگشت ایران و در جنگ با دشمنان این آب و خاک به شهادت رسید ...

    VBIran Pro



    یه ترکه ...

    شهردار بود .

    یه روز بارون اومده بود و یکی از جوی ها گرفته بود .
    مهدی باکری که شهردارارومیه که از اونجا رد میشد آستیناشو بالا زد راه آب و باز کرد ...
    VBIran Pro

    و آخر هم ...
    یه روز یه …
    VBIran Pro
    ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و … ! تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند ...
    و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند ...
    و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک ! تا این ملت به جای حماسه های این سرزمین و حماسه سازانی که به عشق یکدیگر حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به "جوک ها" و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند ...

    و چه قصّه ی غم انگیزی ... !


    شهدا !
    باز هم شرمنده ایم !

  • یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد.. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد


    اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر ۸ ساعت یک عدد


    تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در ۲۲ روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + ۱۲روز اول عید

    یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه

    شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن واسه اینکه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری
    به آدامس می گن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم


    جشنواره فیلم اصفهان ۱- دو نفر با یک تخم مرغ ! ۲- تا حالا موز خوردی؟ ! ۳- ۱۰ نفر زیر یک چتر ! ۴- من هوشنگ ۱۵ تومان دارم ! ۵- دیشب باز هم پیتزا خوردم


    یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه ,وسط راه مسافر سوار می کنه

    بلیطای اصفهان از ۲۰ تومن به ۱۰ تومن کاهش پیدا می کنه اصفهانیا اعتراض می کنن ازشون میپرسن واسه چی اعتراض کردین می گن چون قبلا که پیاده می رفتیم ۲۰ تومن به نفعمون بود اما حالا ۱۰ تومن به نفعمون
    به اصفهانی میگن دو دوتا میگه: میخای بخری یا میخای بفروشی

    يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه:
    آرامگاه زري همسر دکتر ر حیمی مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان آزادی کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 21





    یارو داشته خاطره تعريف مي کرده مي گه ما سال 49 با دونفر دعوامون شد......... البته سال 49 دو نفر خيلي بود .



    از يارو ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا ح سن و في الاخره ح سن و قنا عذاب النار " يني چي ؟! ميگه يعني " اين دنيا خوبه حسن ، ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن


    یارو ميره از اين ماشينا ميخره که فرمونش سمت راسته . بهش ميگن حالا ازش راضي هستي ؟ ميگه : راضي که هستم ، فقط نميدونم چرا هر وقت تف ميکنم ، ميخوره تو صورت زنم ؟ !


    یارو تو جاده داشته رانندگي ميکرده ، يهو ميبينه يه کاميون داره از
    روبروش مياد ، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نميگيره ، رفيقشو صدا ميکنه ميگه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين

    اصفهانيه خونش آتيش ميگيره ، اس ام اس ميده آتش نشاني ميگه به اين شماره اي که افتاده زنگ بزنين تا آدرسمو بدم



    تو ترکستان حكومت نظامي بوده، سروانه به سربازش ميگه تو اينجا نگهباني بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش تموم ميشه، تا مياد سوار ماشين بشه، صداي گلوله مياد . برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنجه! سربازه ميگه: گربان آخه اين يك آدرسي پرسيد كه تا نه شب هم پيداش نميكرد

    ستاد مبارزه با بد حجابي اعلام كرد: نگهداري عسل و ميرزا قاسمي در يخچال ممنوع مي باشد مگر اينكه در يخچال باز باشد!!!

    مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند ..من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو

    اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن ...

    چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟
    زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...

    مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود

    از طرف بهداشت اومدن سرکشي گاوداري به صاحبش گفتن شما به گاوهاتون چي ميديدگفت علف!جريمش کردن بار دوم که اومدن بازم همون سوال رو کردن یارو گفت ما به گاوهامون چلو کباب ميديم:-؟؟ باز هم جريمش کردن بار سوم اومدن باز هم همون سوال رو کردن این بار صاحب گاوداری کمي فکر کرد بعد با خوشحالي گفت ما به گاوهامون پول تو جيبي ميديم هر چي دلشون ميخواد بخرن بخورن ...

    یارو داشته يكي رو بدجور ميزده و اما هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، چرا كمك مي‌خواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم

    به طرف ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش ...

    لره تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد

    یارو يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد یارو ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر ميشه

    غضنفر رو مي‌برن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو کشورتون به اين چي ميگين؟» غضنفر میگه: «ما غلط می‌کنیم چيزي به اين بگيم

    سه تا مشنگ ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه یارو با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ! ميفهمي؟

  • به تركه ميگن خر بهتره يا گاو ميگه: گاو. ميگن چرا؟ ميگه:‌آخه آدم خوب نيست از خودش تعريف كنه!

    يه جشنواره شكار بوده تو جنگل‌هاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونشوت ديگه چيه؟ ‌اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: ‌والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي مي‌‌گفتند:DON'T SHOOT!! DON'T SHOOT!!
    تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!
    دو تا لره با هم ميرن هتل، ‌يكيشون رفته بوده توالت فرنگي،‌يه دفعه اون يكي سرميرسه، ميگيره ميزنه دهن يارو رو سرويس ميكنه. ملت همه جمع ميشن، ‌ميگن: چي شده؟ چرا اين بدبخت رو ميزني، ‌مگه چيكار كرده؟ ميگه: مُو دو روزه داُرم از اي چشمه اُو‏ْ مخورم، اي اومد ريده مينِش!

    تركه تلويزيونشون روشن نميشده، ميزنه كانال دو، هُل ميده!
    تركه مجرم بوده، محكوم به اعدام ميشه، ميگه: آخه چرا ميخواييد منو اعدام كنيد؟ ميگن: برا اينكه بقيه درس عبرت بگيرن،تركه ميگه: نميشه بقيه رو اعدام كنين تا من درس عبرت بگيرم؟!
    - تركه ميره رستوران سفارش چلوكباب ميده، گارسون ميپرسه: برگ باشه يا كوبيده، تركه ميگه: اونش به تو مربوط نيست!!
    مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم!
    يكي ميره ديدن دوستش،دوستش ميپرسه چاي ميخوري يا قهوه؟يارو ميگه:گفتي قهوه ، راستي حال مادرت چطوره؟!
    تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
    - يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!
    از تركه ميپرسن اسم كوچيك فردوسي چيه؟ميگه: ميدان!!
    - تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!
    - يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
    تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

    تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!
    تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

    - يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري مي زنن طرف و. بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
    - آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌منزل شهيد آويني؟!
    تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
    به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
    تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
    يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
    تركه ميره بالاي درخت برا دوستاش خرما بتكونه، دوستاش ميگن بسه ديگه، بيا پائين، تركه ميگه: ااااه نميام،ميگن چرا نمي آي؟ميگه: شما هم خر رو ميخواييد هم خرما رو!!
    - تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!
    تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!
    تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!
    از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!

    تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!
    تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!
    - تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

    يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از I C و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
    - تركه مياد تهران،‌يه دختر خوشگل ميبينه،‌بهش ميگه:‌خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
    يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
    تو جهنم بمب گذاري ميكنن، همه جهنمي ها شهيد ميشن ميبرنشون بهشت!!
    آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌هي داد ميزده: help me,hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
    تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌بايد خيلي برم؟!
    تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!
    به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اولي

  • یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن «
    تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
    .................................................. .................

    به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره «
    و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر .....
    .................................................. .................

    یه روز یه لره میره دستشوئی وقتی می یاد بیرون میبینن دهنش خونیه میپرسن «
    چی«شده میگه با مسواک خانواده دندونامو شستم0
    .................................................. .................

    لره خوابش سنگین بوده، تخت میشکنه «
    .................................................. .................

    به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه «
    .................................................. .................

    لره میره توالت با دهن خونی میاد بیرون. میگن: چی شده؟ میگه: گی بگیرن. مسواکش «
    خیلی بزرگ بید.
    .................................................. .................

    لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک! «
    .................................................. .................

    لره تو قرعه کشی بانک شرکت می‌کنه، براش شیش ماه زندان در میاد «
    .................................................. .................

    لره خیلی بی تربیت بوده، هر جا میرفته یه سوتی اساسی میداده. یه روز میره «
    خواستگاری، براش چایی میارن با شکر، یادشون میره قاشق بیارن.
    لره برمی‌گرده میگه: باید با کـ..رم هم بزنم؟!
    .................................................. .................

    به لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟! «
    لره بعد از عمری میره مو می‌کاره، اسمش حج واجب درمیاد.
    .................................................. .................

    لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفه‌شو، اول ما، بعد «
    تو!
    .................................................. .................

    خرسه به یکی حمله میکنه و میگه: ویاوخوام وخورمت! طرف میگه: اِ؟ میه تونم لری؟ «
    خرسه میگه: ها، ما حیوونا همه لریم، وجز خر که ترکه!
    .................................................. .................

    لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده «
    .................................................. .................

    به لره میگن تبادل لینک میکنی؟ هیچی جواب نمیده!!! «
    .................................................. .................

    لره دلو میزنه به دریا، غرق میشه «
    .................................................. .................

    به لره میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه «
    .................................................. .................

    لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر «
    .................................................. .................

    از لره می‌پرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟ «
    .................................................. .................

    یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده «
    بود
    .................................................. .................

    به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خا... داشته باشه «
    .................................................. .................

    لره چهارشنبه سوری با واجبی نارنجک درست میکه، میگن این چیه؟ میگه: می‌خوام وقتی «
    ترکید پشمای همه بریزه
    .................................................. .................

    لره میره بدنسازی، مربیه میگه: هفته اول بدن درد داری، ترکه میگه: پس من از هفته «
    دوم میام.
    .................................................. .................

    به لره میگن: محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟ میگه: قربون جدش آسد «
    میلان
    .................................................. .................

    لره می‌خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می‌پوشه «
    .................................................. .................

    دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند «
    .................................................. .................

    لره باباش آتیش می‌گیره، جو می‌گیردش، از رو باباش می‌پره «
    .................................................. .................

    از لره در مورد آمریکا سوال می‌کنند میگه: والا یه پاش تو عراقه، یه پاش تو «
    افغانستانه، فکر کنم میخواد برینه به ایران

  • یه اصفهانیه میره خواستکَاری برای اقا زادش بابای دختر میبرسه شما در دختر من جه جیزی دیدین که اومدین خواستکَاری در دخترتون هیجی والا ولی تو حساب بانکی شما یک جیز هایی دیدیم



    یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می کونم.



    چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد



    یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!



    یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ?? تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این?? تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ?? تومن پول داشتم!



    یه اصفهانی به باباش تلفن میزنه برای اینکه پول تلفنش زیاد نشه فقط میگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم میگه : من مریض ، قر نریز



    بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم !



    به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس .



    به اصفهانی مییگن با کالسکه جمله بساز میگه این میوه ها کالس که !!!!!!!!!!!



    اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟



    ?راه میشه تشخیص داد یه نفر اصفهانیهاول اینکه همشون زیرشلواری آبی راه راه می پوشن ( البته شاید با خوندن این مطلب سریع اونو عوض کنن)
    دوم اینکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهی به شیشه میکنن به کجا رسیده
    سوم اینکه تا در بستنی رو باز میکنن سریع یه لیس به درش میزنن
    چهارم اینکه وقتی براشون مهمون میاد دم در می ایستند و به جای اینکه بگویند بفرمائید تو میگن چرا نمیای تو
    پنجم اینکه من اصفهانی نیستم ، ولی چرا این کار ها رو میکنم



    اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجرداد: ببندیش به تیر برق وبهش بگین کوچه اون طرفی شام میدن


    اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش


    یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتشنشانی می زده


    اصفهانی تف میکنه آب بدنش کم میشه


    یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهایتهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش تف میکردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوستبشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا , اصفهانیه هممیگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور


    اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده


    یه نفر با یه اصفهانی دست به یقهمیشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقاشما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه


    بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباشبا لهجی شیرین اصفهانی بهش میگهباباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نهاینقدر که خسته بشی



    اصفهانیه داشته رو خودش یخ می ریخته. میگن چرا این کارو می کنی میگه می خوام سرما بخورم.
    میگن چرا؟ میگه : آخه یه پنی سیلین دارم داره تاریخ مصرفش میگذره !



    اصفهانیه می‌ره سربازی وقتی برمی‌گرده بابا و داداششو با کلی ریش می‌بینه می‌زنه زیر گریه می‌گه بگین چی شده من طاقت دارم.
    باباش می‌گه کره‌ خر چرا ریش تراشو با خودت برده بودی؟!


    اصفهانیه قله اورست رو فتح کرد.بهش میگن انگیزه ات چی بود؟؟
    میگه خدا لعنت کنه کسی رو که گفت اون بالا نذری میدن
    یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

    از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، لره و هاردی، «
    سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته
    کلر
    .................................................. .................

    به یه لره میگن: دو دو تا؟ میگه: پس چند تا؟ «
    .................................................. .................

    لره پاهاش خواب میره، پتو روش می‌کشه «
    .................................................. .................

    لره میره توی دل طبیعت، هضم می‌شه «
    .................................................. .................

    لره داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می‌خوردش «
    .................................................. .................

    لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک! «
    .................................................. .................

    لره جونش به لبش میرسه، تف می‌کنه می‌میره «
    .................................................. .................

    لره تو قرعه کشی بانک شرکت می‌کنه، براش شیش ماه زندان در میاد «
    .................................................. .................

    لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه «
    .................................................. .................

    به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال «
    بزن: میگه: نردبون
    .................................................. .................

    لره سیدی می خره می بینه وسطش سوراخه میندازتش تو سطل آشغال «
    .................................................. .................

    روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بید «
    .................................................. .................

    لره فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه «
    .................................................. .................

    یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود «
    .................................................. .................

    یه روز یه لره شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک «
    .................................................. .................

    به لره میگن: سه تا فوتبالیست نام ببر. میگه: علی دایی، علی کریمی، فرار مهدوی «
    کیا
    .................................................. .................

    از لره میپرسن به 5 تا دختر که رو یه میله نشسته ان چی میگن؟ میگه: یه سیخ جیگر «
    .................................................. .................

    به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه «
    .................................................. .................

    لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه «
    .................................................. .................

    لره دور خودش میچرخه، هرز میشه «
    .................................................. .................

    لره اپلیکیشن فرم پر میکنه، جلوی سکـ..س می نویسه: بله خیلی زیاد «
    .................................................. .................

    لره داشت میگوزید و دور خودش میدوید یه لر دیگه گفت چکار میکنی گفت «
    میخام گوزمو بگیرم بهش گفت واستا تا من بگیرمش واست
    .................................................. .................

    لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه که ریشش «
    بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ
    نگاهش می کنه وجواب نمیده.میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
    اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه،خیلی نگران
    میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده.اونم محلش نمیزاره.میره
    تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده وخیلی ناراحته میگه من
    می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه پدرسوخته موقعی که
    داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
    .................................................. .................

    از لره می پرسن،بزرگترین ریسک زندگیت چیه؟ میگه: یه روز اسهال بودم «
    گوزیدم....
    .................................................. .................

    لره میره مهمونی تهرونی ها میبینه بچه تهرونی به مامانش میگه مامان من «
    شماره 1 دارم ... لره میگه یهنی چی ؟ .. مادر میگه شماره 1 یعنی
    دستشویی کوچک 2 یهنی بزرگ ... لره خوشش میاد و میره خونش به بچش یاد
    میده ... بعد چند روز میرن مهمونی .. بچه دستشویی داشته میگه بابا اون
    ان شمارش چند بود؟
    .................................................. .................

    لره میاد تهران می بینه همه لباس آستین کوتاه پوشیدن تعجب می کنه می گه «
    اوا پس اینا چه جوری دماغاشونو پاک می کنن
    .................................................. .................

    لره میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده. در حالی که اشک تو چشماش جمع میشه «
    میگه: خدایا این شادیو از بچه هام نگیر
    .................................................. .................

    یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد «
    سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
    .................................................. .................

    لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از مربیش «
    می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این
    چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها
    و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده
    وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب
    طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از
    پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک
    نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو
    .................................................. .................

    از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ «
    میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!
    .................................................. .................

    به یه لری گفتند با جام جم جمله بساز گفت: من هر روز صبح جام جم میکنم «
    .................................................. .................

    سه تا لر داشتن یه زن می کردن شوهرش میاد یکی سینی سیب می گیره یکی «
    سینی پرتقال میگیره به سومی هیچی نمیرسه شوهر از اولی می پرسه اینجا
    چیکار می کنی می گه سیب می دم دومی می گه من پرتقال می دم سومی میگه
    منم سینی را جمع میکنم
    .................................................. .................

    میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک «
    گوشه بشین!
    .................................................. .................

    لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح «
    یک رکعت بدون وضو
    .................................................. .................

    یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند «
    سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند
    .................................................. .................

    لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش «
    میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ
    گوزی نتنِه باطلش کنه(با لهجه لری)
    .................................................. .................

    لره گوزید و مرد سر قبر او نوشتن: بادی وزید و گلی پرپر شد «
    .................................................. .................

    شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن «
    .................................................. .................

    به لره می گن: اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت «
    می گیرم
    .................................................. .................

    شباهت لرها با شورت؟ با هردو 5 دقیقه بیشتر بگردی ابروت رفته «
    .................................................. .................

    1روز یه لره میره پیشه خدا میگه: خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر «
    باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه
    1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد میگه اومدم نجاتت بدم!
    .................................................. .................

    لره تلویزیون میخره بعد کنترلشو. پس میاره ماشین به صاحب مغازه میگه «
    بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد
    .................................................. .................

    یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک «
    نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را
    میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز
    ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
    .................................................. .................

    یک شب تلویزیون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: «
    شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلویزیون رو خاموش میکنند، میرن
    میخوابن

    لره تیپ میزنه میره تو خیابون دختره بهش میگه بخورمت لره میگه این گه «
    خوریا به تو نیومده!
    .................................................. .................

    لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه «
    روش
    .................................................. .................

    به لره می گن بچت چرا این قدر زشته؟ می گه شو تاریک . سوراخ تنگ . منم «
    دست تنها می خواستی الن دلون درست کنم(با لهجه لری بخونید)
    .................................................. .................

    از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده «
    ما به اینها میگم چهار محال بختیاری
    .................................................. .................

    لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر 200 تومن مال خودت «
    پسرش میگه نمیرم. میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه.
    میگخ بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه. میگه
    بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت 500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم.
    لره شاکی میشه میگه پدرسگ پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم.
    .................................................. .................

    به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه نه بابا پس جى ال ایکـ..س رو فروخت!!! «
    .................................................. .................

    لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 2 سال حل «
    کردم . دوستش میگه: 2سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته 7
    تا 10 سال
    .................................................. .................

    بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین «
    شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه، تا اینکه می رسه به لره،
    لره می گه: یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه، بعد از طرف سردش
    بکنین تو کونش، ملت کف می کنن، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش
    بکنیم تو، لره می گه: تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!
    .................................................. .................

    یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه «
    .................................................. .................

    دوست لره می خواست بره مسافرت.لره موقع خداحافظی خیلی دلش براش تنگ «
    میشه.خلاصه هی ماچش میکرد. دید که ماچ کردن چیزی از دلتنگی ش کم نمیکنه
    به دوستش گفت فایده نداره بگیر بخواب تا بکُ..مت!
    .................................................. .................

    لره داشته به قصد کشت، خودش رو میزده! بهش میگن: چی شده؟ میگه: من بی «
    غیرت، الان فهمیدم از کجای ننه‌ام در اومدم
    .................................................. .................

    میدونید رکوردبیشترین ریدن توکمترین زمان دست کیه؟ دست یه لره به اسم «
    ابراهیم میرزاپوره که دربازی بامکزیک درعرض پنج دقیقه دوبار رید
    تاایرانیها کونشون بسوزه
    .................................................. .................

    لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل «
    کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷
    تا ۱۰ سال
    .................................................. .................

    لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه: مخفف welcome «
    .................................................. .................

    یه روز یه لره میره پیش خدا میگه چطوری میتونم از ترکا خرتر باشم خدا «
    بهش میگه برو تو کویر شنا کن بعد میره شنا میکنه میبینه یه ترکه با
    قایق موتوری میاد نجاتش بده!!!
    .................................................. .................

    یه روز یه لوره میره دمه دره یه مغازه میخونی که نوشتن:علی با ماست رضا «
    با ماست حسن با ماست لوره میگه آقا ببخشین ماسته خالی ندارین
    .................................................. .................

    یه روز تو جشن عروسی یه لوره یه نفر مدل هلیکوپتری مى رقصه یارورو جو «
    میگیره آر پی جی میزنه
    .................................................. .................

    لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو «
    میبینه بعد میره به مامانش میگه: مامان مامان یه چیز رفته تو *** بابا
    هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد
    .................................................. .................

    از لره می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم...... «
    اونم نه!
    .................................................. .................

    لره یه بسته هزار تومنی میشمره 25 تومن کم میاره «
    .................................................. .................

    یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی «
    بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی
    میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن
    اسگله رو اسگله رو ...
    .................................................. .................

    لره با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم «
    اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم
    .................................................. .................

    میدونی لر ها از چه عطری استفاده می کنن؟ بوپایلر.....در واقع همان بوی «
    پای لر
    .................................................. .................

    لره میره قبرستان می بینه مرده ها رو قبرا نشستن می گه جریان چیه؟؟ میگن «
    سوال های شب اول قبر لو رفته گفتن فعلا بیرون باشید تا دوباره سوال طرح کنیم
    .................................................. .................

    بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر «
    میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه:
    ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!
    .................................................. .................

    به لره میگن چس چیست؟میگه تلاش یک گوز برای حفظ ابرو «
    .................................................. .................

    لره تازه زفته بود کلاس زبان میره ساندویچی میبینه نوشته هات داگ میگه «
    بزار یه سگه داغ بخورم خلاصه طرف براش میاره میگه اوه اوه ببین از سگه
    کجاش به ما رسید
    .................................................. .................

    لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز «
    بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از
    دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!
    .................................................. .................

    لره سلمونی داشته. یه روز میخواسته بگوزه به شاگرد سلمونی میگه: برو «
    بیرون نگاه کن اینطور که بوش میاد می خواد بارون بباره. پسره میره
    بیرون، زود میاد میگه نه آسمون صاف صافه. یارو نمی رسه کارشو بکنه.
    دوباره به شاگرده میگه،‌هوا بدجوری گرفته، برو ببین بارون نمیاد. پسره
    دوباره میره، زود میاد. لره بازم نمیتونه کارشو بکنه. خلاصه بار سوم
    پسره رو میفرسته و ایندفعه سریع میگوزه و اَنشم باش میاد. پسره میاد تو
    میگه: والله اوستا اینجورکه بوش میاد میخواد از آسمون اَن
    بباره!!!!!؟؟؟!!!!!
    .................................................. .................

    نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) «
    نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!
    .................................................. .................

    یه ترکه رو میتراشن میبینن لره «
    .................................................. .................

    یه لره با یه ترکه تو یه اپارتمان زندگی میکردن یه دفعه برق میره ترکه «
    یه ظرف میگیره دستش میاد در خونه لره بهش میگه یکم برق بده لره میگه
    چرا ظرف فلزی اوردی پلاستیکی می اوردی برق نگیرتت.
    .................................................. .................

    به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه «
    برین توش میشه لری!!!
    .................................................. .................

    شباهت لر و خورشید: هر دوشون از پشت کوه در اومدن!!! «
    .................................................. .................

    لره باباش می میره دوستاش میان بهش تسلیت میگن. لره احساساتی میشه میگه «
    ایشاالله ختم باباتون جبران کنم!!!
    .................................................. .................

    لره دوزاری سیاه پیادا میکنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره، میگه: «
    الو آفریقا؟!!!
    .................................................. .................

    لره شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه ... «
    شب می شه ... ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه
    زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم
    تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! ! !
    .................................................. .................

    به لره میگن: ان آقا «
    میگه: آقا شو بگذار اولش
    .................................................. .................

    یه لره رفته بود ته چاه فکر میکرد «
    یه یارو اومد گفت: چرا ته چاه فکر می کنی
    ترکه گفت: می خوام عمیق فکر کنم ! ! ! ! ! ! ! !
    .................................................. .................

    لره واسه اینکه از زندگی جلو بیوفته یه زن حامله میگیره «
    .................................................. .................

    لره میخواسته آتش نشان بشه. «
    توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف
    آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
    .................................................. .................

    به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم «
    در نهایت خفه می شدیم می مردیم
    .................................................. .................
    لره از اخوند درباره موسیقی سوال کرد اخوند گفت: تار و گیتار و تنبک حرام است لره گفت:پس سرود جمهوری اسلامی رو با گوزت می خونند

    لره سوار اسانسور میشه وقتی که اسانسور حرکت میکنه میگه برای سلامتی اقای راننده صلوات



    لره اسم پیغمبر یادش میره میگه بر جمال پاک پدر خانم حضرت علی صلوات



    لره رتبه اول کنکور میشه بهش میگن چی کار کردی؟ میگه روزی 15 ساعت درس خوندم میگن مگه میشه؟ میگه اره صبح یک ساعت زودتر بیدار میشدم!!



    پیامک لره به دوست دخترش : مهم نیست که قشنگ نیستی قشنگ اینه که مهم نیستی



    لره عابر بانکشو میندازه تو ضریح میگه یا امام رضا حاجتمو بده تا رمزشو بگم



    چند تا لر داشتن غذا میخوردن یه دفعه یکیشون ترکید بقیه گفتن: خوشبحالش سیر شد


    به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر


    به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه



    لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک



    لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده


    از لره می‌پرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟




    به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال بزن: میگه: نردبون



    مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن



    لره از کنار جن رد میشه...جن میگه بسم الله این دیگه کی بود



    تو مراسم ختم لره بلندگو میگه : مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین . یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم



    یک شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن



    یه فیلسوفه لر میگه دایره زندگی مربعی است که سه ضلع دارد عشق و محبت!!